تبليغاتX
من و زندگی
اگر حلقه عشق از طلاست حلقه دوست از وفاست مخلص هر چی باوفایم ...

اگر میبینی حال خودم نیستم و در خود شکسته ام
بدان که عاشقم.
اگر میبینی ساکتم ، آرامم و بی خیال
بدان که عاشقم.
اگر میبینی در گوشه ای نشسته ام چشم به آسمان دوخته ام و ستاره ها را می شمارم
بدان که عاشقم.
اگر میبینی در کناره پنجره ای نشسته ام و به صدای آواز مرغ عشق گوش میکنم
بدان که عاشقم.
اگر میبینی همیشه حال و هوایم ابری و چشمانم بارانی است
بدان که عاشقم.
اگر میبینی هنگام دعا کردن دستهایم را به سوی آسمان برده ام و با چشمان خیس حرفهایی را زیر لب زمزمه میکنم
بدان که عاشقم.
اگر میبینی همیشه سر به زیرم ، همیشه در فکر فرو رفته ام
بدان که عاشقم.
اگر میبینی گل های باغچه را یکی یکی می چینم ودسته میکنم وبا لبی خندان ترانه زندگی را میخوانم
 بدان که عاشقم.
اگر روزی دیدی دیگر در این دنیا نیستم
بدان که…
بدان که از عشق تو مرده ام!

تقدیم  اما  کلمه  عاشق نه 

                                                              برای  زیبای  متن  بد  نیست 

عاشق نه  عقلانه  می گم دوستت  دارم 


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آبان 1390ساعت 19:7  توسط ابوالفضل  | 

زن

زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند...

 ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر...

 مي تواند تنها يك همسر داشته باشد

 و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي ....

براي ازدواجش ــ در هر سني ـ اجازه ولي لازم است

 و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار ميتواني ازدواج كني ...

 در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو ...

 او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي ...

 او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني....

او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد ....

 او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني ....

 او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر ...

و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛

 پیر می شود و میمیرد...

و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند

 چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت،

 زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛

 گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛

 سینه ای را به یاد می اورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند...

و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد...!

و این رنج است

(منبع اين مطلب مشخص نيست)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390ساعت 20:7  توسط ابوالفضل  | 


وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی‌توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم
وقتی که او تمام شد
من آغاز کردم
چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مردن
دکتر علی شریعتی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم خرداد 1390ساعت 20:50  توسط ابوالفضل  | 

خدایا شکرات  میکنم 

الهی!
بابت داده ها و نداده هایت شکر!
هر چه خدا خواست همان می شود/هر چه دلم خواست نه آن می شود!
شکر...شکر...شکر!
خدایا!دمت گرم...کیف کردم از تقدیرت
!

خدایا از  بده  تو  تشکر  می  کنم

از  ان  بنده ای که مرا  از راهی دور  دلداری  داد .

ای  دوست  من  تو را  سپاس گذارم  ...

عقل بیهوده سر طرح معما دارد   

 بازی عشق مگر شاید و اما دارد 

  

 در خیال آمدی و آینه ی قلب شکست 

  آینه از امروز تماشا دارد 

 

  نفس سوخته دارم به شتابید ای خلق 

  قطره ای قصد نشان دادن دریا دارم 

 

 عشق رازیست که تنها به خدا باید گفت 

  چه سخن ها که خدا با من تنها دارد

تقدیم  به  ۱۳۵ ........

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اردیبهشت 1390ساعت 22:43  توسط ابوالفضل  | 

به  نام  انکس که  کبوتر  محبت  را  در اسمان  عشق رها  کرد

سلام  من  باز امدم اما زیاد موندنی نمی شم ...

پروردگارا به ما کمک کن تا مانند تو باشیم ،

زندگی را دوست داشته باشیم ،

 زندگی باشیم ،

عاشق باشیم .

 به ما کمک کن تا مانند تو دوست بداریم ،

 بی قید و شرط ، بی چشمداشت ، بی اجبار و بی قضاوت .

بای بچه ها  تا بعد

نه ولی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390ساعت 13:57  توسط ابوالفضل  | 

سلام  دوستان  این  اولین  پست  من هستش    امیدوارم  

بتونم  با مطالب  خوب در   کنار شما باشم ....

 

بغض

بغض نکن گریه نکن اگر چه غم کشیده ای

برای من فقط بگو خواب بدی که دیده ای

اگر که اعتماد تو به دست این و آن کم است

تکیه به شانه ام بده که مثل صخره محکم است

به پای صحبتم بشین فقط ترانه گوش کن

جام به جام من بزن جان مرا تو نوش کن

ترا به شعر می کشم چو واژه پیش می روی

مرگ فرا نمی رسد تو تازه خلق می شوی

تو در شب تولدت به شعله فوت می کنی

به چشم من که می رسی فقط سکوت می کنی

اگر کسی در دل توست ، بگو، کنار می روم

گناه کن، به جای تو،من بر سر دار می روم

شاید  بگید   شروع  خوبی نیست  با  این  متن  اما اذیت  نکنید دیگه  .............

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم فروردین 1390ساعت 13:32  توسط ابوالفضل  |